مدیریت استراتژیک هوشمند

مدیریت استراتژیک هوشمند

تحلیل فقهی همکاری با ظلم از منظر مدیریت اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه فقه وحقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار،گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار،گروه علوم قرآن و حدیث، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
چکیده
همانگونه که اصل ظلم از گناهان کبیره است و ظالم مستحق کیفر شدید است، همکاری و کمک به ظالم نیز ظلم محسوب شده و همکار و موید ظلم نیز به منزله مرتکب اصل ظلم میباشد و سزاور کیفر مباشر ظلم است. فقها همکاری در ظلم را سه گونه تصور نموده اند که دو صورت آن قطعا حرام و از کبائر است یکی همکاری در ظلم ظالم و دیگری از اعوان ظالم محسوب شدن است اما در صورت سوم که کمک به ظالم در امور مباح  است نه ظلم وی آن هم نه در حدی که مرتکب آن از اعوان ظلمه محسوب شود دیدگاه غالب فقها بر عدم حرمت است اگرچه در این مورد هم احتیاط را بر ترک کمک ظالم می دانند. این پژوهش بر آن است که با روش توصیفی و تحلیلی از منظر مدیریت اسلامی موضوع همکاری با ظالم را بررسی نماید.
مصادیق همکاری در ظلم به حسب زمان قابل انقسام به پیش و پس و هم زمان با تحقق ظلم است و همراهی با ظلم محدود به همراهی جوارحی نیست بلکه همراهی جوانحی را نیز شامل میگردد و بر حرمت همکاری در ظلم ادله اربعه دلالت دارد و از مصادیق بارز همراهی در ظلم، پذیرفتن ولایت از جانب حاکم جائر است و پذیرش ولایت از جانب جائر تنها در موارد استثناء مجاز دانسته شده است. برخی فقها موارد مباح پذیرش ولایت جائر را بر سه قسم مکروه و مستحب و واجب تقسیم نموده است و صورت غیر واجب را درجایی میداند که شخص از پذیرش ولایت جائر قصد احسان به مومنین را دارد و صورت واجب را درجایی میداند که امر به معروف و نهی از منکر بر آن متوقف باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد صور مباح غیرواجب از روایات قابل استفاده نیست و موارد استثناء پذیرش ولایت جائر، شرایط اکراه و اضطرار و تقیه است و قدر متیقن مصلحت پذیرش ولایت جائر نیز حفظ مذهب حقه و پیروان آن است و نمی توان آن را به سایر مصالح مانند امر به معروف و نهی از منکر سرایت داد الا در خصوص اصل معروف و منکر یعنی امر به ولایت اهل بیت و نهی از ولایت غیر ایشان.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

Jurisprudential analysis of collaboration with oppression from the perspective of Islamic management

نویسندگان English

Tahmineh Barzegari 1
Seyyed Ali Rabbani Mousaviyan 2
Amir Tohidi 3
1 PhD Student, Department of Jurisprudence and Islamic Law, CT.c, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
2 Associate Professor, Department of Jurisprudence and Islamic Law, CT.c, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
3 Associate Professor, Department of Quran and Hadith Sciences, CT.c, Islamic Azad University, Tehran, Iran.
چکیده English

Just as the principle of oppression is one of the major sins that deserves severe punishment, cooperating and helping the oppressor is also considered oppression, and the collaborator and supporter of oppression is considered to be the perpetrator of the principle of oppression and deserves the punishment of being the leader of oppression. The jurists have considered cooperation in oppression in three ways, two of which are definitely forbidden and one of the great ones, one is cooperation in the oppression of the oppressor and the other is to be considered as an accomplice of the oppressor. But in the third case, where helping the oppressor in matters is permissible, not his oppression, and not to the extent that the perpetrator is considered one of the oppressors. This research aims to investigate the issue of cooperation with the oppressor with a descriptive and analytical method from the perspective of Islamic management.
The examples of cooperation in oppression can be divided into before and after the realization of oppression according to time, and accompanying oppression is not limited to the accompaniment of Juarhi, but also includes the accompaniment of youth, and it indicates the sanctity of cooperation in oppression. Arbaa evidences indicate the sanctity of cooperation in oppression, and one of the clear examples of cooperation in oppression is the acceptance of the governorship by the unjust ruler, and the ruling on the sanctity of accepting the governorship from the unjust ruler has been allowed in exceptional cases. Shaykh Ansari has divided the permissible cases of accepting wilaya jaer into three types: makruh, mustahabb, and wajib. The findings of the research show that non-obligatory forms of permissiveness cannot be used from traditions, and the exceptions to the acceptance of wilayat jaer are the conditions of reluctance, urgency, and piety, and the most certain expedient of accepting wilayat jaer is the preservation of the right religion and its followers, and it cannot be extended to other interests such as commanding the good and forbidding the bad, except in the case of the principle of the good and the bad, i.e. commanding the wilayat of the Ahl al-Bayt and forbidding the wilayat other than them

کلیدواژه‌ها English

cruelty
tyrant
cooperation with tyrant
Islamic management
tyranny
قرآن کریم
نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی)
ابن سعد، محمد بن سعد بصری، الطبقات الکبری، بیروت، 1410ق.
ابن شاذان قمی، شاذان بن جبرائیل، الفضائل، قم، نشر الشریف الرضی، 1363ش.
امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، 1416ق.
امام عسکری، ابی محمد الحسن بن علی، تفسیر امام عسکری علیه السلام، بیروت، موسسه التاریخ العربی، 1421ق.
انصاری، مرتضی بن محمدامین، المکاسب، قم، مطبوعات دینی، 1385.
بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نور الله، عوالم العلوم، قم، مدرسه الامام المهدی، 1375ش.
بحرانی، یوسف بن احمد، حدائق الناضره، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1405ق.
برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت علیهم السلام، تهران، موسسه انتشارات امیرکبیر، 1394ش.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، مصر، دارالمعارف، 1959م.
جابری انصاری، میرزا حسن خان، آگهی شهان از کار جهان، 1324ق.
حسینی میلانی، سیدعلی، ناگفته هایی از حقایق عاشورا، قم، مرکز حقایق اسلامی، 1389ش.
حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، قم، دارالکتب الاسلامی، 1404ق.
حرعاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، بیروت، داراحیاءالتراث العربی.
حلبی، ابوصلاح تقی بن نجم، تقریب المعارف، مطبعه الهادی، 1417ق.
حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، مشهد، آستان قدس رضوی، 1414ق.
خصیبی، حسین بن حمدان، هدایه الکبری، بیروت، موسسه البلاغ، 1411ق.
خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین علیه السلام، انوارالهدی، 1423ق.
خمینی، روح الله موسوی، مکاسب محرمه، قم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1392ش.
خمینی، روح الله موسوی، کشف الاسرار، چاپ قدیم.
سید بن طاوس، علی بن موسی، الطرائف، قم، دفتر نشر نوید اسلام، 1374ش.
صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه السلام، تهران، نشر صدوق، 1372ش.
صدوق، محمد بن علی، الامالی، تهران، 1376ش.
صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک بن عبدالله، الوافی بالوفیات، بیروت، داراحیاءالتراث، 1420ق.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، رساله سه اصل، تهران، دانشگاه تهران، 1380ق.
طباطبائی، سیدعلی، ریاض المسائل، قم، موسسه آل البیت، 1418ق.
طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق.
علیدوست، ابوالقاسم، فقه و مصلحت، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1388ش.
عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تهران، 1380ق.
غروی اصفهانی، محمدحسین، الانوار القدسیه، انتشارات ارباب اندیشه، 1394ش.
قمی، عباس، سفینه البحار، مشهد، آستان قدس رضوی، 1430ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، 1407ق.
کشی، محمد بن عمر، رجال کشی، ترجمه حسن مبینی و فضل الله عبداللهی، تهران، نشرآماره، 1401ش.
میرجهانی، سید حسن، نوائب الدهور فی علائم الظهور، تهران، انتشارات کتابخانه صدر، 1369ش.
مکارم شیرازی، ناصر، عاشورا، ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، قم، ناشر مدرسه امام علی علیه السلام، 1387ش.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اختصاص، قم، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، 1413ق.
نوذری فردوسیه، محمد و محمدعلی راغبی و میثم محمودی سیدآبادی، بررسی حکم پذیرش ولایت جائر به قصد امر به معروف و نهی از منکر، نشریه فقه و اصول دانشگاه فردوسی مشهد، سال 53، شماره پیاپی 124، ص 159-179، بهار 1400.